زين الدين محمود واصفى
82
بدايع الوقايع ( فارسى )
و چون نى درگرفت و گير فراق به قانون اشتياق مىخروشند . اگر به مقام ايشان كه دايرهء يك جهتان مانند دف از حلقه به گوشان آن يار دلنوازند سير نمايند و به صوت روحافزا نقش غم از آئينهء دل ياران بزدايند حاكمند . اميد كه به اين قول عمل نموده ، در آمدن تعلل نفرمايند . مولانا صفائى گفتند كه : خواجه عبد الحميد بزاز عجب انارهاى لطيف دارد ، اگر مكتوبى نوشته شود كه از آن ميوهها يكچندى ارسال نمايند ، دور نمىنمايد . اين مكتوب جهت آن « 1 » انشا يافت « 2 » : نوايب اشتياق آن نوبارهء شجرهء لطافت و زيبائى و مشاعل « * » افتراق آن ميوهء دوحهء صباحت و رعنائى ، لاله رخسارى كه آرزوى عذار ميگونش شعلهء نار در دل بيماران مشتاق محزون انداخته ، گلعذارى كه تمناى گلگونهء رخسار گلنار موزونش جگر خستگان بستر فراق را خون ساخته ، بوالعجب دلارامى كه هم از حسن بتان گلاندام حصهاى دارد ، لاجرم رخسار او همواره چون گل سيراب شكفته است و هم از عشق خونخواران بىسرانجام بهرهاى دارد ، هرآئينه در دل خستهء او هزار قطره خون ناب نهفته است . طرفه حالى كه او در رياض بهشت نصيب زمرهء « 3 » ابرار است . فِيهِما فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ « 4 » از آن خبر مىدهد و سمى وى در دوزخ ظلمت سرشت قسمت فرقهء كفار كه أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ * « * * » بيان آن مىنمايد . اعنى محبوب القلوب افكار و مرغوب « * * * » خاطر اميدوار آثار انار « 5 » ( 21 b ) اللّه جماله و رزقنا فى احسن الزمان وصاله ، به مرتبهاى استعلا و اشتعال پذيرفته كه جز به زلال وصال خجسته مآلش
--> ( 1 ) - P : از براى وى . ( 2 ) - P : + هو الانشاء ؛ T : هذا المكتوب . ( 3 ) - A : زهرهء ( 4 ) - قرآن ، سورهء 55 ، آيهء 68 . ( 5 ) - فقط در نسخهء 1882 صفحه b 159 اينطور مىباشد و در ديگر نسخ انار انار آمده است . ( * ) س 8 : مشاغل ( * * ) س 17 : قرآن ، سوره بقره ( 2 ) آيه 39 ( * * * ) س 17 : مرعوب